بنو یس از سرخط |
|
قصه عشق فصل 31 انتظاررررررررررررررررررررررررررر؟؟؟؟؟
با تمام عشق تقدیم به نیکی جون..
ای چراغ هر بهانه از تو روشن از تو روشن ای که حرف هایه قشنگت منو آشتی داده با من منو گنجشک هایه خونه دیدنت عا دت مونه به هوایه دیدن تو پر میگیریم از تو لونه با ز میای که مثل هر روز برامون دونه به پاشی منو گنجشک ها میمیریم تو اگه خونه نباشی همیشه اسم تو بوده اول و اخر حرفام بس که اسم تورو خوندم بویه تو رو داره نفس هام عطر حرفایه قشنگت قدر یک صحرا شقایق تو همون شرمی که از اون سرخ گونه هایه عاشق شعر من رنگ چشمات رنگ پاک بی ریایی بهترین رنگی که دیدم رنگ زرد کهربایی
+نوشته شده در شنبه 24 تیر1385ساعت10 بعد از ظهر توسطسامان| قصه عشقفصل 30 می نویسم به خاطر عشقم نیکی جونه خودم +نوشته شده در یکشنبه 18 تیر1385ساعت10 بعد از ظهر توسطسامان| گریه
+نوشته شده در پنجشنبه 15 تیر1385ساعت5 بعد از ظهر توسطسامان| قصه عشق فصل 29 *********************** ![]() +نوشته شده در جمعه 9 تیر1385ساعت9 قبل از ظهر توسطسامان| قصه عشق فصل 28 تقدیم به همه دوستان خوبم +نوشته شده در شنبه 3 تیر1385ساعت11 بعد از ظهر توسطسامان|
|
منوی وبلاگ
نوشته هاي پيشين پشتيباني |