بنو یس از سرخط |
|
قصه عشق فصل35 *********************** +نوشته شده در چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت10 بعد از ظهر توسطسامان| قصه عشق فصل 34 سلام دوستان عزیزم خوبید سلامتید خدا رو شکر دلم براتون تنگ شده بود خیلی وقت بود نیومدم به بزرگواری خودتون ببخشید دوستون دارم
ازتوباید می گذشتم ولی افسوس نتونستم تو عروسک بودی و من آخر قصه دونستم تو وجود خالی توجز دروغ هیچی ندیدم کاش میشد به این حقیقت بیش از اینها میرسیدم سخوتم.سوختم وساختم هرچی داشتم بپات باختم کاش تورو از روز اول میثل امروز میشناختم آخه عشق یعنی شکستن عاشقانه سرو سپردن دل سپردن به سراب درسکوت بی عشق مردن یه روزی روزگاری حرف بین مانگاه بود عشق رو نقاشی میکردیم نقش ما خورشید وماه بود بعداز اون واژه نوشتیم جمله مون ستاره چین بود مثل دریا ابی بود معنی زندگی این بود +نوشته شده در چهارشنبه 8 شهریور1385ساعت7 قبل از ظهر توسطسامان|
|
منوی وبلاگ
نوشته هاي پيشين پشتيباني |