تبليغاتX
بنو یس از سرخط

بنو یس از سرخط



ســــــــــــــــــــلام

من باز برگشتم دلم براتون تنگ شده بود

خیلی سرم شلوغ بود ببخشید ....

دوستان ازم ادامه داستان رو خواسته بودن باشه براتون میزارم


************************
براي انجام كار هاي استخدام مدركم رو به قسمت کار گزيني دادم . اونها قبلا همه چيز رو آماده كرده بودند.به همين دليل خيلي زود ابلاغ من به عنوان تهيه كننده راديو بهم داده شد. اما در مورد حضور در دانشكده گفتند ، دستورالعمل جديدي اومده كه بايد تا يك هفته صبر كنم.
راستش يكم دمق شدم.............داشتم فكر ميكردم نكنه به قولشون عمل نكن و من رو به عنوان سهميه سازماني وارد دانشكده نكن.
بهر صورت چاره اي نبود بايد صبر ميكردم .............
مدتي از اين ماجرا گذشته بود . منم كه حالا بعنوان تهيه كننده در رايو مشغول به كار شده بودم . بطور مرتب در اداره حاضر و كارهايي كه بعهده ام گذاشته ميشد انجام ميدادم. هرچند قبلا هم همينطور بود اما حالا رسمي تر شده بود.
يه روز بچه هاي كار گزيني خبر دادند كه يه حكم برام اومده و بايد برم كارگزيني و ضمن دادن رسيد اونو تحويل بگيرم .
به كار گزيني رفتم و بعد از امضاي دو تا دفتر نامه اي رو به من تحويل دادند. با كنجكاوي در پاكت رو باز كردم.نامه از طرف رييس دفتر مهندس قطبي رييس سازمان راديو تلويزيون ماي ايران بود.
تو نامه نوشته شده بود.
جناب آقاي احمد تهراني با توجه به فرمان اعليحضرت همايون شاهنشاه آريا مهر مبني بر شناسايي جوانان مستعد ايران و اعزام آنان به كشور هاي صاحب دانش روز بمنظور بالا بردن سطح علمي و دانش فني كشور و توسعه و پيشرفت اين سرزمين كهن كه مهد تمدنهاي بزرگ بوده است . و با توجه به نياز هاي سازمان بدينوسيله به شما ابلاغ ميگردد كه از تاريخ اول مهر ماه دو هزار و پانصد و سي و پنج شاهنشاهي بعنوان دانشجوي بورسيه دولت شاهنشاهي ايران در دانشكده هنر هاي دراماتيك پاريس آغاز به تحصيل خواهيد نمود بديهي است كليه امكانات مورد نياز شما از طريق دفتر سازمان در پاريس تدارك ديده شده است.

رئيس دفتر رياست سازمان راديو تلويزيون ملي
هيجدهم تير ماه دو هزار و پانصد و سي و پنج شاهنشاهي

باورم نمي شد................سرم گيج افتاد ..............چند لحظه به ديوار تكيه دادم و واسادم.......................يعني چي..................در يك لحظه هزاران مسئله از ذهنم مثل برق و باد گذشت..........قاعدتا بايد خوشحال ميشدم.................اما.....................
نامه رو تو جيبم گذاشتم و به محل كارم برگشتم.............بچه ها دوره ام كردند كه ببينند چه خبر بوده .................. ظاهر نشون ميداد خبر خوبي ندارم .........................بچه ها مرتب سوال ميكردند چي شد.......جريان نامه چي بود.....................بالاخره نامه رو در آوردم و دادم دستشون.....................بعد از خوندن نامه هورايي كشيدن و من رو در بغل گرفتن و شروع كردن من رو بوسيدن و تبريك گفتن........من لبخندي بر لب داشتم .......اما تو دلم آشوب بود ............
داشتم اين به اون معني ست كه من بايد از نازنينم دور بشم ........من هرگز چنين چيزي نميخواستم و به هيچ عنوان و به هيچ قيمت حاضر به چنين كاري نمي شدم.............
هيچكس از درون من و غوغايي كه به پا بود خبر نداشت اين ايده ال ترين خبري بود كه ميشد در سازمان به كسي خبر داد. و يه دليل خوب براي هيجانزده شدن ....اما من بشدت دلم گرفته بود...........
خبر به سعت تو اداره پيده بود هر جا كه پام ميرسيد بچه ها دوره ام ميكردند و تبريك ميگفتند..............
در طول زمان باقيمونده تا پايان وقت اداري با خودم فكر ميكردم اين خبر رو چه جوري به نازنين بدم.................نمي دونستم عكس العمل اون چيه؟................
هنگامي كه از در سازمان زدم بيرون تصميم خودمو گرفته بودم ..........من اين بورس رو قبول نمي كردم حتي اگه به قيمت عدم حضورم در دانشكده سازمان تموم ميشد..........حتي اخراج از سازمان........
من تحت هيچ شرايطي حاظر به دور شدن از نازنين نبودم........اصلا احساس خوبي نسبت به اين دوري و جدايي نداشتم........... با گرفتن اين تصميم پا رو روي پدال گاز ماشين گذاشتم و به طرف خونه دايي اينا حركت كردم..............

دوستون  دارم  باز میام

آبجی مریم  مبارک

ارزوی موفقیت برای شما و مسافر کچولو

+نوشته شده در شنبه 13 آبان1385ساعت10 قبل از ظهر توسطسامان|


نوشته هاي پيشين
دی 1386
فروردین 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384



پبوند وبلاگ
من و محسن
داداش فرهام
داداش محسن
عاشق تنها
داداش میثم
آبجی نجما
آبجی آهو
داداش معین
آبجی مائده
آبجی المیرا
آبجی سحر
داداش عباس
داداش محمود
آّبجی فهیمه
داداش مرتضی
آّجی رها
من نه ما می توانیم
داداش مهدی
میترا جان
آبجی مریم
طلوع عشق
آّجی مهسا و آبجی پریسا
آبجی مژگان
آبجی شقایق
آبجی الهام
خاله مینا
میکده عشق

::طراح قالب ::

پیوند روزانه
یه کلیپ با حال از ماهسون
happy new year
اگه تونستی ببینی
فیلترشکن قوی(proxy)
فال نامه
هدیه من
نوروز
گل گل ..........
جورابت بو میده
گیتار یس
کا فی شاپ
خطای دید
پایان غم انگیز
وای سکینه
طالع بینی
می خوای بدونی کی میمیری
بیا رقص یاد بگیر
حالشو ببر؟(هیجان)
حامی شریف
عکس فروشی؟
ببین چقد دوست داره
جوجو
با خون خود بنو یس
زیبایی
×××فال حافظ×××
تست هوش
دوستی
ضد حال یعنی چه؟
آرشيو لينكدوني

طراح قالب

پشتيباني
www.Blogfa.com